الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
205
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
ذكر اين نكته نيز لازم است كه منظور از اين سؤال و جواب كه ميان مشركان و عالمان رد و بدل مىشود كشف مطلب پنهان و مكتومى نمىباشد ، بلكه اين خود يك نوع مجازات و كيفر روانى است ، به خصوص اينكه مؤمنان آگاه در اين جهان همواره مورد ملامت و سرزنش اين مشركان مغرور بودند ، و در آنجا بايد اين مغروران كيفر خود را از همين راه ببينند و مورد ملامت و شماتت واقع شوند در جايى كه هيچ راه انكار و نجات براى آنها نيست . آيه بعد توصيفى از كافران مىكند كه آيه قبل با نام آنها پايان يافته بود با تعبيرى كه درس تكان دهنده اى براى بيدار كردن غافلان و بيخبران است مىگويد « آنها كسانى هستند كه فرشتگان مرگ روح آنها را مىگيرند ، در حالى كه به خود ظلم كرده بودند » ( * ( الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ ) * ) . زيرا انسان هر ظلم و ستمى كند در درجه اول به خودش باز مىگردد و خانه خويشتن را قبل از خانه ديگران ويران مىسازد ، چرا كه گام اول ظلم گام اول ويرانگرى ملكات درونى و صفات برجسته خود انسان است ، و از اين گذشته بنياد ظلم در هر جامعه اى بر قرار شود ، با توجه به پيوندهاى اجتماعى ، سرانجام دور مىزند و به خانه ظالم بر مىگردد . اما آنها هنگامى كه خود را در آستانه مرگ مىبينند و پردههاى غرور و غفلت از مقابل چشمانشان كنار مىرود « فورا تسليم مىشوند ، و مىگويند ما كار بدى انجام نمىداديم » ! ( * ( فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ ) * ) . چرا آنها انجام هر گونه كار بد را انكار مىكنند ؟ آيا دروغ مىگويند ، به خاطر اينكه دروغ بر اثر تكرار ، صفت ذاتى آنها شده است ؟ و يا مىخواهند بگويند ما مىدانيم اين اعمال را انجام دادهايم ولى اشتباه كردهايم و سوء نيت نداشتهايم ، ممكن است هر دو باشد .